فیلم های تدریس معلم در ایام تعطیلی های ناخواسته
#آموزش-تعطیل-نیست
دانلود فیلم
عیدی ویژه تقدیم به همه دانش آموزان خوب کلاس هشتم دبیرستان علامه![]()
1- دانلود فیلم مرور گروه اسمی دانش آموزان کلاس هشتم و بالاتر
4-
5-
بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی
#آموزش-تعطیل-نیست
دانلود فیلم
عیدی ویژه تقدیم به همه دانش آموزان خوب کلاس هشتم دبیرستان علامه![]()
1- دانلود فیلم مرور گروه اسمی دانش آموزان کلاس هشتم و بالاتر
4-
5-
یکی از عارفان (بُشربن حارث) روزی در راه کاغذی دید که نام مبارک پروردگار (بسم الله) بر آن نوشته شده بود و مردم پا بر آن مینهادند و میگذشتند. ایستاد و کاغذ را برگرفت و آن کاغذ را معطّر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد.
مدتها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او میگوید: «ای دوست نام من خوش بو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی. ما نیز نام تو معطر گردانیم در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت».

دوستان عزیز با توجه به تعطیلی های پی در پی مدارس و عقب افتادن درس ها، استفاده از این اپلیکیشن برای همه دانش آموزان از حالت اختیاری خارج می گردد. لطفا همه دانش آموزان این نرم افزار را به عنوان تکلیف کلاسی نصب نموده و هر فرد خودش نسبت به انجام آن و اعلام نتایج اقدام نماید.
توجه داشته نتایج این تکلیف درسی به عنوان آزمون های کلاسی ملاک خواهد بود و در اولین جلسه از مطالب چهار درس اول آزمون کتبی به عمل می آید.
اجباری شد
فعلاً این آزمون تا روز یکشنبه هفته بعد کاملاً اختیاری است
اکنون دانش آموزانی که تمایل دارند نمرۀ ایشان افزایش یابد در این آزمون شرکت نمایند
1-با کمک گوشی تلفن همراه وارد بازار شوید
2-کلید واژه ادبیات هشتم را جست و جو کنید
3- اپلیکیشن ( درخواست نامه
) هشتم را نصب نمایید
4- درس به درس در آزمون شرکت کنید و نمرات را در قسمت نظرات همین پست با نام خود اعلام بفرمایید( بنده هم در کلاس بررسی خواهم کرد )
5- هر وقت فرصت داشتید شرکت کنید / فرصت تا آزمون نوبت اول می باشد.
توضیح اینکه :
اپلیکیشن( درخواست نامه ) ادبیات هشتم مجموعهای از تمرینها و نمونه سوالات درس ادبیات پایه هشتم است. این اپلیکیشن ( درخواست نامه ) به منظور تمرین و مرور مطالب درسی برای دانشآموزان طراحی شده و از طرف انتشارات بینالمللی گاج به صورت رایگان منتشر شده است. استفاده از این اپلیکیشن( درخواست نامه ) در کنار کتاب باعث یادگیری بهتر مفاهیم درسی و ماندگاری بیشتر در ذهن میشود.
✅✅✅✅ هر گاه فعل جمله ما یکی از فعل های اسنادی باشد ( یعنی : است – بود – شد – گشت و گردید ) آن گاه گزاره علاوه بر نهاد یک جزء اصلی دیگر نیز دارد ( یعنی فعل گذرا است ) و آن مسند است.
🛑🛑هوا دلپذیر شد. ( هوا: نهاد – دلپذیر : مسند – شد : فعل )
خرد چشمِ جان است اگر بنگری ( خرد : نهاد – چشمِ جان : مسند – است : فعل اسنادی )
✔️✅✅ برای پیدا کردن مسند در جمله نهاد را به همراه چگونه ؟ چطور؟ یا چه جور؟ به صورت جمله ای پرسشی از فعل می پرسیم و به جواب می رسیم.
هنر خوار شد جادُوی ارجمند ( هنر چگونه شد؟ خوار: مسند )
تا سیه روی شود هرکه در او غشّ باشد ( چطور شود؟ سیه روی : مسند )
🛑🛑نکات :
✅✅1. فعل های گشتن و گردیدن اگر به معنای گشت و گذار یا چرخیدن باشند اسنادی نیستند.
این دو فعل باید هم معنی «شد» باشند.
🛑🛑همی بر شد آتش فرود آمد آب / همی گشت گرد زمین آفتاب ( چرخید – پس اسنادی نیست )
نهان گشت آیین فرزنگان ( گشت یعنی شد. )
✅✅۲- است و بود اگر به معنی وجود داشتن باشند اسنادی نیستند.
✅✅ 3. فعل شد اگر به معنای رفت باشد اسنادی نیست.
خرامان بشد سوی آب روان ( بشُد : برفت )
اما در این مثال «شد» اسنادی است.
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است / دریاب که هفته دگر خاک شده است
✅✅4. است ، بود ، شد تنها وتنها اگر خودشان به عنوان فعل به کار رفته باشند می توانند اسنادی باشند.
✅✅راه تشخیص:
اگر کلمه قبل از است ، بود ، شد ریشه فعلی داشت آن دو با هم فعل هستند. ( دیده بودم – گفته شد – خورده است )
اما اگر کلمه قبل اینها ریشه فعلی نداشته باشد خودشان فعل اسنادی هستند.

معنی روان متن : ای فرزند من ! باهوش و محبوب من ایران سرزمین ما سرزمینی است بسیار قدیمی که در طول تاریخ خود بزرگترین و آباد ترین کشور جهان بوده است ؛ ولی آنچه ایران ما را از دیگر کشورهای نیرومند جهان جدا می کند و بالا می برد این است که کشور ماهمواره سرزمین مقدس و با شکوه و خردمندانه و علم آموزی بوده است .
دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) حرف ندا محذوف است ( ای ) / سرزمین ما ( بدل ) برای ایران / بزرگترین ، آباد ترین ( صفت عالی ) / سپند و فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی ( مراعات النظیر ) و واج آرای حرف ( و)
دانش زبانی : فرزندم ، دلبندم ( مضاف و مضاف الیه ) ترکیب اضافی /سرزمین ما ترکیب اضافی /بوده است ( ماضی نقلی )
معنی روان متن : ایرانیان با دیگر مردمان همواره به مرد بودن و عدالت و خردمندی رفتار می کرده است ؛ بیهوده نیست که سرزمین ما را ( ایران ) می نامند که به معنی سرزمین جوان مردان است و جوان مردانی که آزاد به دنیا آمده اند .
دانش ادبی : داد و دانایی ( مراعات النظیر ) و واج آرایی حرف ( د) / آزادگان است ( مسند و فعل اسنادی ) آزاد زادگان است که فعل است حذف شده و مسند و فعل اسنادی است/
دانش زبانی :ایرانیان ( مشتق ) / داد به معنی عدالت هم خانواده عدل و هم معنی دادگری / آزادگان ( مشتق ) /آزاد زادگان ( مشتق مرکب )
معنی روان متن : دشمنان بدخواه و بداندیش و گستاخ ما نیز به ناچار این سرزمین را به این نام مقدس و ارجمند می نامند و ایرانیان را به علت آزاد مردیشان ستایش می کنند . به ا ین شکل بهترین و عالی ترین سوغات ایران به دیگر سرزمین ها ، علم و خرد و فرهنگ بوده است .
دانش ادبی : دشمنان تیره رای ( موصوف و صفت ) خیره روی ( صفت دوم ) بواسطه ( و) حرف ربط نقش قبل خود را می گیرد /سپند و ارجمند ( مراعات النظیر و مترادف ) /برترین و گرمی ترین ( صفت عالی ) / اندیشه و خرد و فرهنگ ( مراعات النظیر )
دانش زبانی : تیره رای و خیره روی ( مرکب ) / سپند ( ساده ) / ارجمند ( مشتق ) / می ستایند (مضارع اخباری ) برترین و گرامی ترین ارمغان ایران ( گروه اسمی و ارمغان هسته همراه با وابسته پیشین که صفت عالی است و وابسته پسین که مضاف ا لیه می باشد )/بوده است (ماضی نقلی )

معنی روان متن : ای فرزند گرامی من می دانی که بهترین و پابرجا ترین ستایش آن است که بر زابن و قلم دشمن جاری می شود ؛ زیار مدحی است که از هر آلودگی دور شده باشد . دشمنی که به جز زشتی و نا پاکی و کم کاری و نا درستی و وحشی گری و بدی نمی خواهد و نمی خواهد ببیند؛ هنگامی که ایران و ایرانی را تقدیری می کند از روی ناچاری این کار را انجام می دهد که در برابر بزرگی و ارجمندی این دو سر تعظیم فرود می آورد و اقرار به ستایش می کند .
دانش ادبی : گرامیم ( منادا ) / زبان و خامه ( مراعات النظیر ) / زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی ( مترادف و مراعات النظیر ) واج آرایی حرف ( ی ) و ( -ُ ) / سر فرود آوردن ( کنایه از تعظیم کردن ) / زبان به ستایش بگشاید ( کنایه از اقرار کردن )
دانش زبانی : برترین و استوار ترین ( صفت عالی ) / می دانی ( مضارع اخباری ) / آلایش ( مشتق )
معنی روان متن : بله میهن با شکوه ما این محل پیدایش خردمندان و عالمان و نیک اندیشان و این مرکز نور و درستی ، این کشور مردان پهلوان و پهلوانان شجاع و دلیرانی که مانند شیر هستند و پهلوانان مشهور سرزمینی است که ما به آن افتخار می کنیم و سرمان رابالا نگه می داریم .
دانش ادبی : بخردان و دانایان و روشن رایان ( مراعات النظیر و مترادف ) /مردان گرد ، یلان پر دل ، دلیران و شیران ، پهلوانانی نامدار ( مراعات النظیر و مترادف ) /
دانش زبانی : شکوهمند ( مشتق ) /آری ( شبه جمله ) /روشن رایان ( صفت جانشین اسم ) / مردان گرد ، یلان پردل ( موصوف و صفت ) / همگنان ( مشتق ) / بر می افرازیم ( فعل پیشوندی )
معنی روان متن :ای فرزندمن ، من می دانم و شکی ندارم که تو ایران را از ته قلبم دوست دارم زیرا تو از ایرانیان اصیل و بانژاد و جوانمرد هستی ؛ از آن پاک نهادان که روح و روانشان از مهر ایران روشن است و دلشان به نام و یاد ایران می تپد و عاشق ایران هستند ؛ از آن آدم های عاقل و دانا که اکنون ایران را به گذشته ی روشن آن متصل می کند. تو از آن روشن فکران هستی که استوار و خستگی ناپذیر مانند کوه می کوشند که آن گروه از ایرانیان را که از خود بیگانه شده اند به خود باز گردانند و اصالت خود را بشناسند .
دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) / نژاده و آزاده ( مترادف و مراعات النظیر ) / یاد ایران می تپد ( کنایه از عاشق شدن ) / تو استوار چون کوه ( تشبیه ) /
دانش زبانی : دوست می داری (مضارع اخباری ) /باز آورند ( فعل پیشوندی ) تابناک است ( مسند و فعل اسنادی ) / نژاده و آزاده ( صفت نسبی )
معنی روان متن : ای فرزند من ، در من کمترین شکی هم وجودندارد که تو ایران را دوست داری ولی دوست داشتن کافی نیست بلکه ایران را باید شناخت تا بتوانی آن را آنگونه که شایسته است بر دیگران معرفی کنی . این مسئولیتی است که بر عهده تو قرار داده اند .
دانش ادبی : ای فرزندم ( ندا و منادا ) /می باید ( قید تاکید ) / شایسته و سزاوار ( مترادف ) بردوش نهادن ( کنایه از دادن مسئولیت به کسی )
دانش زبانی : نیست ( وجود ندارد ) فعل غیر ربطی / مرا ( برای من ) که ( من ) متمم است

معنی روان متن : مسئولیتی به سنگینی کوه دماوند که هر پشتی را خم می کند و درهم می شکند ، مگر کمر محکم و استوار و نیرومند فرزند ایران که تو هستی .
دانش ادبی : پشت خرد کردن ( کنایه از شکست خوردن ) / باری به گرانی دماوند ( تشبیه گرانی وجه شبه و باری مشبه و دماوند مشبه به ) / باری کنایه از سنگینی /ستبر و ستوار ( مترادف )
دانش زبانی : فرزند ایران ( ترکیب اضافی ) / تویی ( تو هستی ) مسند و فعل اسنادی
معنی روان متن :به هر حال می دانم که هر کس ایران را به خوبی بشناسد به آن علاقمند خواهد شد و با جوش و خروش کوشش خواهد کرد که در آبادی و آزادی و شکوفایی و توانمندی و پیروزی و خوشبختی آن از هیچ تلاشی کوتاهی نکند و کوتاهی نکند .
دانش ادبی : جوشان و پر توان ( مترادف و مراعات النظیر ) / آبادی و آزادی ( مراعات النظیر ) و جناس / شکوفایی ، توانایی ، پیروزی و بهروزی ( واج آرایی حرف ( و) ) /تلاش و تکاپو ( مراعات النظیر و مترادف ) /
دانش زبانی : می دانم ( مضارع اخباری ) / خواهد کوشید ( مستقبل )
معنی روان متن :این را بدان و آگاه باش که آنچه من به تو می گویم از روی اگاهی است و از اعتقادات محکم ایجاد شده است به آنچه که تو باید بدانی و باید انجام بدهی . تو هستی که بر شکوه و روشنایی ایران خواهی افزود و چشم تمام جهان را خیره خواهی کرد و و تاریکی که از عدم شناخت وطنت و از خود بیگانگی را از خود پاک خواهی کرد .
دانش ادبی : فر و فروغ ( مراعات النظیر )
دانش زبانی : بدان و آگاه باش ( فعل امر ) / آگاهی است ( مسند و فعل اسنادی ) / بر آمده ( ایجاد شده ) / می باید بکنی ( فعل امر ) /جهانیان را ( مفعول )
معنی روان متن :آگاه باش ! خود را خوار و ذلیل نکن !زیرا در این روزگار تو چشم و چراغ ایران هستی و درجهان با ارزش ترین هستی ؛ پس دل خود را از هر آلودگی و شک در باره خود و وطنت پاک کن و دور کن و به این سخن اعتقاد داشته باش که فرزند ایران و سرزمین فرهنگ و ادب و اندیشه را مانند شیران شجاع و قدرتمند هستی .
دانش ادبی : هان و هان ( اصوات ) / چشم و چراغ ایران ( کنایه از اینکه عزیز ایران هستی ) / جهان ( مجاز از مردم ) / گرامی ترین ( صفت عالی ) / شیر شیران ( تشبیه ) فرزند ایران مشبه ، شیر بیشه مشبه به و وجه شبه دلیری و شجاعت داشتن ( تشبیه بلیغ )
دانش زبانی : پاک ساز ( فعل امر ) / خوار مدار ( فعل امر )
معنی روان متن :بخوان و جست و جو کن و ایران و خود را بشناس و خداوند پاک را ستایش کن به خاطر اینکه تو را فرزند ایران انتخاب کرده است .
دانش زبانی : بخوان و بدان و بپوی (فعل امر ) / بشناس ( فعل امر ) / بگزار ( فعل ا مر )
معنی روان متن :بله تو هستی که آینده میهن را درخشان و نورانی خواهی کرد .
دانش زبانی : تو هستی ( مسند و فعل اسنادی ) / خواهی ساخت ( فعل مستقبل )
معنی روان متن :خدای بزرگ پشت و پناه تو و میهن باشد و تن و جانت از گزند دشمنان در امان باشد و میهن تو آبادان باشد
دانش زبانی : فعل باد که دعایی است بعد از ( میهن ) و ( بی گزند )به قرینیه لفظی که در پایان جمله آمده حذف شده است . هر سه جمله دعایی هستند .
شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت)
موضوع قصیده: غالباً ستایش ، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است.
هر قصیده چهار بخش دارد:
الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق ، یاد جوانی و وصف طبیعت
ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است.
ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح ،رثا، پند و اندرز، عرفان ، حکمت و...
د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است.
مطلع: بیت اول قصیده را گویند.
مقطع: بیت آخر قصیده را گویند. به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد.
قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی: رودکی ، فرخی سیستانی ، منوچهری،ناصر خسرو،مسعود سعد سلمان،انوری ،خاقانی قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی ، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا
شکل گرافیکی قالب قصیده همانند غزل است .
طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد.
شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند . شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد.
مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .
موضوع مثنوی :
حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی
اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی
عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی
عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری
شکل گرافیکی قالب مثنوی:
-----------------🔹 ------------------ 🔹
-----------------🔻 -------------------🔻
-----------------🔸 -------------------🔸
-----------------🔺 -------------------🔺
سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد.
مشخصات مثنوي :
1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد .
2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها و مطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است .
3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است .
مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار .
لغات و ترکیبات درس 2 ( خوب جهان را ببین)
دلایل : جمع دلیل علت ها
بی همتا : بی مانند،یکتا
اسرار: جمع سرّ رازها
چونان : مانند
پرتو :نور وروشنی
حدقه:کاسه چشم ، مردمک چشم
تابان : درخشنده
دفع : راندن
جثه:اندام ، پیکر
عظمت : بزرگی
بنگر: نگاه کن
انباشته شده : پر شده
برافراشته: بلند کرده
خزان : پاییز
زرّناب : طلای خالص
جلوه : ظاهر ، پیدایی
فراز : بلندی
کاکل : شبیه به تاجی از مو
نقش ونگار : شکل وشمایل
درهم آمیخته: مخلوط شده ، ترکیب یافته
نکته مهم : این درس منبع خوبی برای یادگیری آرایه تشبیه است چون تشبیهات زیادی در این درس به کار رفته که می توان پس از یا دگیری آن ها نمونه ای شبیه به آنها نیز در نوشته خود به کار برد .
برخی تشبیهات به کار رفته در درس :
صفحه 17 : ..... این بال ها همانند لاله های گوش اند
صفحه 18 :.... برای او دو چشم و دو حدقه چونان ماه تابان آفرید .
دو پای داس مانند که اشیا را بر می دارد.
صفحه 19 : دم کشیده اش که آن را چونان چتری گشوده است که طاووس آن را بر سر خود سایبان می سازد .
گویی بادبان کشتی است که نا خدا آنرا برافراشته است .
رنگ های پر طاووس را به روییدنی های زمین تشبیه کنی ....
اگر آنرا با پارچه های پوشیدنی همانند سازی چون .........
پرهای طاووس چونان برگ خزان دیده می ریزد...
در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده ...
نکات درس دوم فارسی هشتم (صورتگر ماهر ) صفحه 17
" صورتگر ماهر "
راستی را کس نمیداند که در فصل بهار / از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
راستی را: به راستی پدیدار: آشکار، پیدا، عیان نقش و نگار: تصاویر رنگارنگ، صورتهای متنوع
به راستی هیچ کس نمیداند که در فصل بهار، این همه نقش و نگار زیبا از کجا پیدا میشوند؟
عقلها حیران شود، کز خاک تاریک نژند / چون برآید اینهمه گلهای نغزِ کامکار؟
حیران: متحیّر، متعجّب، سرگشته نژند: تیره، غمگین، اندوهگین، سرد و نمناک
برآید: میروید، رشد میکند نغز: خوب، نیکو کامکار: خوشبخت، کامروا، دلپسند
عقل انسان شگفت زده می ماند که چگونه از خاک تیره ی سرد و بی روح این همه گلهای خوب و دلپسند می روید؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ / چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
تماثیل: جمع مکسّر تمثال تمثال: شکل و تصویر، مجسّمه
چرا از خودت نمی پرسی که این همه شکل و تصویر از کجا پیدا و پدیدار میشود؟
برق از شوقِ که می خندد بدینسان قاه قاه / ابر از هجرِ که میگرید بدینسان زار زار؟
آرایه ی تضاد در :(شوق و هجر/ می خندد و می گرید/ قاه قاه و زار زار)
آرایه ی مراعات نظیر در:(ابر- برق / خنده – گریه)
آرایه ی تشخیص در: (برق قاه قاه میخندد / ابر زاز زاز میگرید)
برق آسمان از اشتیاق دیدار چه کسی این گونه قهقهه میزند و ابر از غم دوری چه کسی این گونه زاز میزند؟
کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلیدِ غیر / این همه صورت برد بر صفحه ی هستی به کار؟
صورتگر: نقاش صفحه ی هستی: ترکیب اضافی(اضافه ی تشبیهی) عالم هستی به صفحه ی نقاشی تشبیه شده است. بی تقلید غیر: بدون پیروی از دیگران ماهر: زبر دست، چیره دست
آن نقّاش ماهری که این همه تصاویر تازه و زیبا را بر صفحه ی هستی به کار بسته است، چه کسی است؟

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای درباره شگفتی های آفرینش مورچه چنین می فرماید: «به مورچه و کوچکی جثه آن بنگرید، که چگونه لطافت خلقت او با چشم و اندیشه انسان درک نمی شود. نگاه کنید چگونه روی زمین راه می رود و برای به دست آوردن روزی خود تلاش می کند. او دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد و در جایگاه مخصوص نگه می دارد. در فصل گرما برای زمستان تلاش کرده و به هنگام درون رفتن، بیرون آمدن را فراموش نمی کند. روزی مورچه تضمین گردیده و غذاهای متناسب با طبعش آفریده شده است... اگر در مجاری خوراک و قسمت های بالا و پایین دستگاه گوارش و آن چه در درون شکم او از غضروف آویخته به دنده تا شکم، و آن چه در سر اوست از چشم و گوش اندیشه کنی، از آفرینش مورچه دچار شگفتی شده و از وصف او به زحمت خواهی افتاد. پس بزرگ است خدایی که مورچه را بر روی دست و پایش بر پا داشت و پیکره وجودش را با استحکام قرار داد و در آفرینش آن، هیچ قدرتی او را یاری نداد و هیچ آفریننده ای کمکش نکرد».

خفاش، پرنده شب
در خطبه ای از امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام درباره شگفتی های آفرینش خفاش چنین آمده است: «از زیبایی های صنعت پروردگاری و شگفتی های آفرینش او، همان اسرار پیچیده حکیمانه در آفریدن خفاشان است. روشنی روز که همه چیز را می گشاید، چشمانشان را می بندد و تاریکی شب که هر چیز را به خواب فرو می برد، چشمان آن ها راباز می کند.... روشنی آفتاب، خفاش را از رفتن در تراکم نورهای تابنده اش باز می دارد و در خلوتگاه های تاریک پنهان می سازد؛ که خفاش از حرکت در نور درخشان ناتوان است. پس او در روز پلک ها را بر سیاهی دیده ها اندازد و شب را چونان چراغی برمی گزیند که در پرتو تاریکی آن، روزی خود را جستجو می کند و سیاهی شب، دیده های او را نمی بندد و به خاطر تاریکی زیاد، از حرکت و تلاش باز نمی ماند. آن گاه که خورشید پرده از رخ بیفکند و سپیده صبحگاهان بدمد و لانه تنگ سوسمارها از روشنی آن روشن شود، خفاش پلک ها بر هم می نهد و بر آن چه در تاریکی شب به دست آورده، قناعت می کند».
بال خفاش
در سخنانی از امیرمؤمنان علیه السلام ، درباره شگفتی های خلقت بال های خفاش می خوانیم: «پاک و منزه است خدایی که شب را برای خُفاشان چونان روز روشن و مایه به دست آوردن روزی قرار داد، و روز را چونان شب تار، مایه آرامش و استراحت آن ها انتخاب فرمود، و بال هایی از گوشت برای پرواز آن ها آفرید، تا به هنگام نیاز به پرواز، از آن استفاده کنند. این بال ها همانند لاله های گوش اند، بی پر و بدون رگ های اصلی، اما تو جای رگ ها و نشانه های آن را به خوبی مشاهده می کنی.
خداوند برای خفاشان دو بال قرار داد، نه آن قدر نازک که درهم بشکند ونه چندان محکم که سنگینی کند. آن ها پرواز می کنند، در حالی که فرزندانشان به ایشان چسبیده و به مادر پناه برده اند. اگر فرود آیند، با مادر فرود می آیند و اگر بالا روند، با مادر اوج می گیرند. از مادرانشان جدا نمی شوند تا آن هنگام که اندام جوجه نیرومند و بال ها، قدرت پرواز کردن پیدا کند و بداند که راه زندگی کردن کدام است و مصالح خویش را بشناسد. پس پاک و منزه است پدید آورنده هر چیزی که بدون هیچ الگویی باقی مانده از دیگری، هستی را آفرید».
پاسخ اجمالی:
حضرت علي(ع) در خطبه 165، در بیان زیبایی های خلقت پر «طاووس» مي فرمايد: «گاه او از پرهايش بيرون مى آيد و لباسش را از تن خارج مى كند. پرها پشت سر هم مى ريزند و به دنبال آن پى در پى مى رويند. پرها از نى هایشان فرو مى ريزد، همچون ريزش برگها از شاخه ها، سپس رشد مى كند، تا بار ديگر به شكل اول درآيد، اگر تارى از تارهاى پر او را بررسى كنى گاه سرخ گلرنگ را به تو نشان مى دهد و گاه رنگ سبز زبرجدى و زمانى زرد طلايى». با اين حال چگونه عقل به كُنه ذات و صفات آفريدگارِ اين مخلوق برسد؟
بررسی و شناخت انواع لحن و پیوند آن با مهارتهای خوانداری در کتاب فارسی هشتم (دوره اول متوسطه)محمد امامی
چکیده
لحن در ادبیات، عبارت از نگرش و احساس گوینده یا نویسنده نسبت به محتوای پیام ادبی است که با تکیه بر دیگر عناصر شعر از قبیل قالب شعر، معنی اصلی و ضمنی واژهها، عبارتهای برجسته، ساختمان جملهها، وزن، هجاهای شعر، تصاویر توصیفی و صور خیال شکل میگیرد. در هر اثر ادبی یک یا ترکیبی از چند لحن اصلی و تعدادی لحن جزئی یا موضعی وجود دارد که از جهت ایجاد ارتباط بین شاعر و خواننده و نقش زیباشناختی که در اثر دارد از اهمیت والایی برخوردار است، به گونهای که میتوان گفت: عدم درک صحیح لحن یک شعر یا نثر ممکن است خواننده را در درک ساختار متن و برقرار کردن رابطه بین اجزای متن یا اثر گمراه کند و از دریافت مفهوم و مضمون اثر بازدارد. در این مقاله ضمن بیان اهمیت عنصر لحن در فهم و تفسیر فارسی هشتم، به کاربرد انواع لحن نیز پرداخته شده است. بررسی درسهای فارسی هشتم در دو محور عمودی و افقی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان میدهد که مؤلفان محترم این کتاب، برای پرورش مهارت خوانداری متن های مناسبی را گزینش کردهاند.
کلید واژگان : مهارت خوانداری، لحن، شعر، متن، فارسی.
....
در ادامه![]()
تاریخ ادبیات : قیصر امین پور استاد دانشگاه و شاعر معاصر از شاعران موفق بعداز انقلاب اسلامی و آثار او که معروف است : در کوچه آفتاب/تنفس صبح / مثل چشمه رود / به قول پرستو /آیینه های ناگهان
پيش از اين ها فکر مي کردم خدا
خانه اي دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس و خشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق کوچکي از تاج او
هر ستاره پولکي از تاج او
اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنين خنده اش
سيل و طوفان نعره ي توفنده اش
.... در ادامه....



آقای امید عزیز از دانش آموزان خوش صداست. ایشان تمام اشعار کتاب فارسی را با لحن مناسب + از حفظ + با آواز خوانده است. ایشان بدون آمادگی یکی از شعرهای کتاب را خوانده در فایل زیر ببینید.
کای فرازنده ای چرخ بلند/ وی نوازنده دل های نژند
ای : حرف ندا
تو : محذوف نهاد
فرازنده این چرخ بلند : مسند
هستی : محذوف فعل اسنادی
ای : حرف ندا
تو : محذوف نهاد
نوازنده دل های نژند : مسند
هستی : محذوف فعل اسنادی
فرازنده مضاف این چرخ بلند : مضاف الیه
این چرخ بلند : گروه اسمی شامل :
این صفت پیشین و وابسته پیشین
چرخ هسته
بلند صفت و وابسته پسین
این موارد دستوری برای مصراع دوم نیز صدق می کند
هسته ی گروه ها را چگونه تشخیص بدهیم؟
1- اگر یک گروه فقط از یک واژه تشکیل شده باشد همان یک واژه هسته است.
○ نمونه: طاها آمد: هسته ی گروه نهادی طاهاست.
2-اگر بین کلمات گروه کسره نباشد، آخرین واژه هسته است.
○ نمونه: آن هردو ورزشکار: ورزشکار هسته است.
3-اگر بین کلمات گروه کسره باشد اولین کلمه ای که کسره گرفته است ، هسته است.
○ نمونه: آن هر دو دختر درسخوان: دختر هسته است.
●نکته: کسره پس از واژه ی(( همه)) و کسره پس از تعدادی از حرف اضافه ها مثل روی ، توی ، مانند ، مثل و ...را نباید درنظر بگیریم.
سرانجام باید بگویم :یافتن هسته ی گروه فعلی و برخی از گروه های قیدی متفاوت است.
مانند:
دانش آموزان از کار خود راضی شدند. ← چگونه شدند؟ راضی ← مسند.
پیش گویی آنها، درست بود. ← چی بود؟ ← درست ← مسند.
فعل اسنادی (ربطی)
به فعل هایی که مسند می پذیرند فعل اسنادی (ربطی) می گویند.
مسند:
صفت یا حالتی است که به وسیله ی فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود؛
مثلاً:
حسین، فروتن است. ← فروتن «مسند» ، است «فعل اسنادی».
فروتن صفتی است که ما به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت می دهیم.
فعل های اسنادی عبارتند از: «است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، شود ، باشد ، باد ، هست ، نیست».
نکته: گشت و گردید باید به معنای «شد» باشد، تا فعل اسنادی محسوب شود؛
مثال:
«هوا سرد گشت.» ← «گشت» فعل اسنادی است و به معنی «شد».
فایل صوتی کتاب ادبیات فارسی
کتاب ادبیات فارسی سال هفتم
کتاب ادبیات فارسی سال هشتم
میتونه با وابسته پیشین ( مثل صفت اشاره ، صفت شمارشی ،.....) بیاد
میتونه با وابسته پسین( صفت ، مضاف الیه، ی نکره،....) یا با هر دو وابسته
مثال :
من کتاب خواندم
من : نهاد / گروه اسمی/ هسته / اما وابسته نداره
کتاب/ هسته/ گروه اسمی مفعول اما وابسته پیشین و پسین نداره
خواندم گروه فعلی
من این دو کتاب جالب را خواندم
کتاب : هسته اما با وابسته اومده
این صفت اشاره/ وابسته پیشین
دو صفت شمارشی ترتیبی/ وابسته پیشین
کتاب اسم و هسته
جالب صفت / وابسته پسین
🔻از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام ده
🔹کلمه یا کلمه هایی که بعد از قافیه عینا تکرار می شوند و از نظر املایی و معنا کاملا یکسان هستند.
در بیت بالا " ام ده" و "ام ده" که در پایان مصراعها تکرار شده اند، ردیف هستند.
🔻یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
در این بیت کلمات "کنعان" و "گلستان" قافیه و "غم مخور" و "غم مخور" ردیف هستند.
چند نکته:🔻🔻🔻🔻
🔹قافیه معمولا یک کلمه است ولی ردیف می تواند یک یا چند کلمه باشد.
🔹آوردن قافیه در شعرهای سنتی اجباری است اما آوردن ردیف اختیاری است.
🔹قافیه و ردیف در شعر نو اختیاری است.
🔹ردیف همیشه بعد از قافیه می آید و بین آنها فاصله ای نیست.
🔹اگر قبل از قافیه کلمات یکسانی به کار رود ردیف محسوب نمی شود.
مانند:
هرچند رسد هر نفس از یار غمی / باید نشود رنجه دل از یار دمی
آتش عشق است کاندر نی فتاد / جوشش عشق است کاندر می فتاد
به این کلمات در اصطلاح ادبی "حاجب" می گویند